اونجلیستها معادلات فرهنگی جهان را تغییر دادند
در نشست «اونجلیسم در چشمانداز جهانی» از تغییر مرکز ثقل مسیحیت انجیلی به جنوب جهانی تا تأثیر پروتستانتیسم بر تحولات فکری و فرهنگی غرب مورد بررسی قرار گرفت.
نشست «اونجلیسم در چشمانداز جهانی» با هدف بررسی ابعاد تاریخی، الهیاتی و تحولات فرهنگی مسیحیت پروتستان انجیلی، با ارائه امین افخم و به همت گروه مسیحیت ارتدکس و پروتستان مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگها برگزار شد.
در این نشست، امین افخم کارشناس گروه کاتولیک و یهودیت مرکز گفتگوی ادیان با تشریح تاریخچه، مبانی الهیاتی، ویژگیهای جمعیتی و روندهای جهانی گسترش مسیحیت انجیلی، بر ضرورت شناخت دقیق و پرهیز از نگاه یکسانسازانه به جریانهای مختلف اونجلیسم تأکید کرد.
وی مسیحیت انجیلی را یکی از پیچیدهترین و پویاترین جریانهای مسیحی معاصر دانست و گفت: اونجلیسم یک سنت الهیاتی واحد یا یک کلیسای متمرکز نیست، بلکه خانوادهای از کلیساها، رهبران و جریانهای مختلف است که با وجود تفاوتهای تاریخی، الهیاتی، اقتصادی و سیاسی، در مجموعهای از باورها و تجربههای مشترک با یکدیگر اشتراک دارند.
اونجلیسم؛ جریانی فرافرقهای و سیال
افخم با اشاره به جایگاه اونجلیسم در سنت پروتستان اظهار کرد: مسیحیت انجیلی چتری بر بخش قابل توجهی از جریانهای پروتستان است، اما همه پروتستانها الزاماً انجیلی محسوب نمیشوند. این جریان برخلاف کلیساهای کاتولیک و ارتدوکس، ساختار متمرکز و سلسلهمراتبی واحدی ندارد و بیشتر بر باورها و تجربههای مشترک مؤمنان استوار است.
کارشناس گروه کاتولیک و یهودیت مرکز گفتگوی ادیان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی «سیال بودن» را یکی از مهمترین عوامل گسترش مسیحیت انجیلی دانست و افزود: یک جریان انجیلی ممکن است در اندونزی، برزیل، آفریقا یا شرق آسیا، متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی هر منطقه، شیوه متفاوتی برای فعالیت داشته باشد و همین قابلیت تطبیق، امکان گسترش آن در جغرافیاهای مختلف را فراهم کرده است.
چهار ویژگی بنیادین مسیحیت انجیلی
این پژوهشگر حوزه ادیان با اشاره به چهار ویژگی مطرحشده در ادبیات پژوهشی اونجلیسم گفت: فعالیتگرایی، نوکیشگرایی و تحول درونی، کتاب مقدسمحوری و صلیبمحوری از مهمترین شاخصههای این جریان محسوب میشوند.
وی توضیح داد: در نگاه انجیلی، ایمان باید در رفتار و عمل اجتماعی فرد نمود پیدا کند و موعظه، تبلیغ، فعالیتهای خیریه و اجتماعی بخشی از دینداری محسوب میشود. همچنین تجربه شخصی ایمان، تولد دوباره و تحول درونی فرد جایگاه مهمی دارد و کتاب مقدس نیز مرجع اصلی باور و عمل است.
تغییر مرکز ثقل مسیحیت انجیلی به جنوب جهانی
افخم با اشاره به تحولات جمعیتی مسیحیت انجیلی گفت: بخش عمدهای از پیروان این جریان اکنون خارج از آمریکا و اروپا قرار دارند و مرکز ثقل رشد آن به سمت جنوب جهانی، بهویژه آفریقا، آمریکای لاتین و بخشهایی از آسیا، در حال حرکت است.
وی افزود: آمریکای لاتین که در گذشته یکی از مهمترین پایگاههای کاتولیک جهان بود، امروز شاهد رشد قابل توجه جریانهای انجیلی است و برزیل یکی از نمونههای مهم این تحول به شمار میرود.
فعالیتهای اجتماعی؛ یکی از عوامل گسترش اونجلیسم
افخم یکی از عوامل موفقیت مسیحیت انجیلی را فعالیتهای اجتماعی و بشردوستانه دانست و گفت: شبکههای انجیلی در بسیاری از مناطق با افراد نیازمند و آسیبپذیر ارتباط برقرار میکنند و خدمات اجتماعی، اقتصادی، مشاورهای و حمایتی ارائه میدهند.
وی افزود: این ارتباط در بسیاری از موارد از یک موعظه مستقیم دینی آغاز نمیشود، بلکه ممکن است ابتدا رابطهای اجتماعی و حمایتی شکل بگیرد و در ادامه ارتباط دینی ایجاد شود.
مگاچرچها و تغییر الگوی برگزاری مناسک دینی
این پژوهشگر با اشاره به شکلگیری «مگاچرچها» اظهار کرد: جریانهای انجیلی توانستهاند برنامههای مذهبی را از قالبهای سنتی خارج کرده و در ورزشگاهها و فضاهای بسیار بزرگ با حضور دهها و حتی صدها هزار نفر برگزار کنند.
به گفته وی، این شیوه بر سایر جریانهای مسیحی نیز اثر گذاشته و کلیساهای سنتی از جمله کلیسای کاتولیک را به بازنگری در شیوههای ارتباط با مخاطبان و برگزاری برنامههای مذهبی واداشته است.

پروتستانتیسم در بستر تحولات فکری و اجتماعی غرب شکل گرفت
در ادامه این نشست، ضیایی، رئیس مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگها، با اشاره به پیوند تحولات دینی غرب با تحولات اجتماعی و فکری اروپا گفت: فردگرایی در غرب همزمان با فرآیند صنعتیشدن و تحولات اجتماعی مطرح شد و به تدریج موضوعاتی مانند حقوق انسان، کرامت ذاتی انسان و آزادی فرد، حتی در برابر اقتدار نهادهای دینی، مورد توجه قرار گرفت.
وی افزود: اروپا از سیطره ساختارهای قرون وسطایی و اقتدار کلیسا فاصله گرفت و به سمت قوانین مدنی، عقل عرفی و محوریت انسان حرکت کرد. در کشورهای توسعهیافتهای مانند فرانسه، انگلستان و آمریکا نیز آثار اندیشههای فردگرایانه در ساختارهای سیاسی و حقوقی قابل مشاهده است.
رئیس مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگها خاطرنشان کرد: در این بستر، جریانهای مختلف فکری از عقلگرایی و اثباتگرایی گرفته تا ماتریالیسم و جریانهای آتئیستی شکل گرفتند که بخشی از آنها در واکنش به اقتدار سنتی کلیسا و تحول در جایگاه دین در جامعه قابل بررسی هستند.
پروتستانتیسم؛ واکنشی الهیاتی به ساختار کلیسای قرون وسطی
ضیایی پروتستانتیسم را در بخشی از تاریخ خود واکنشی ایدئولوژیک و الهیاتی به ساختار مسلط کلیسای قرون وسطی دانست و گفت: در این جریان تلاش شد مؤمنان از برخی ساختارها و آیینهای پیچیده کلیسای کاتولیک فاصله گرفته و نوعی ارتباط مستقیمتر میان انسان و امر قدسی برقرار شود.
وی ادامه داد: در این روند، مفهوم تجربه شخصی دینی اهمیت بیشتری پیدا کرد و در اندیشه برخی متفکران پروتستان، دین بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از آیینها و گزارهها باشد، به تجربه درونی و ارتباط شخص با امر قدسی پیوند خورد.
تجربه دینی؛ از امر شخصی تا شکلگیری نهادهای دینی
ضیایی با اشاره به برخی متفکران فلسفه دین در سنت پروتستان گفت: در این نگاه، تجربه شخصی و شهود دینی میتواند به عنوان یکی از عناصر اصلی دین در نظر گرفته شود؛ تجربهای که ممکن است فراتر از آگاهی مفهومی باشد و تحول عمیقی در شخصیت فرد ایجاد کند.
وی افزود: بر اساس این رویکرد، میتوان میان «تجربه دینی» به عنوان هسته اولیه و روایتها، اعتقادات، آیینها و ساختارهای نهادی که در طول تاریخ پیرامون آن شکل گرفتهاند، تمایز قائل شد.
تأثیر رشد اونجلیسم بر کلیسای کاتولیک
رئیس مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگها همچنین به واکنش کلیسای کاتولیک نسبت به گسترش جریانهای پروتستان و انجیلی اشاره کرد و گفت: با افزایش نفوذ جریانهای انجیلی در جهان، کلیسای کاتولیک نیز به بازسازی و بازاندیشی در برخی رویکردهای خود پرداخت.
وی افزود: بخشی از این تحولات را میتوان در تلاش کلیسای کاتولیک برای گفتوگو با دیگر جریانهای مسیحی و بازنگری در شیوه ارتباط با جامعه و مخاطبان مشاهده کرد.
نقش پنتیکاستالیسم و مفهوم حضور زنده روحالقدس
ضیایی در بخش دیگری از سخنان خود به جریان پنتیکاستی اشاره کرد و گفت: یکی از عناصر مهم این جریان، تأکید بر نقش و حضور روحالقدس در زندگی روزمره انسان است.
وی ادامه داد: در این نگاه، روحالقدس صرفاً مفهومی مربوط به گذشته نیست، بلکه حقیقتی زنده و حاضر در تاریخ و زندگی انسان تلقی میشود و همین برداشت، نقش مهمی در معنابخشی به زندگی و جهتدهی به تجربه دینی فرد پیدا میکند.
ضرورت توجه به «سیالیت» در شناخت جریانهای دینی
رئیس مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگها در ادامه با اشاره به مفهوم سیال بودن جریانهای دینی، بر ضرورت توجه به شیوههای جدید گسترش جنبشهای دینی تأکید کرد و گفت: در برخی جریانهای معاصر، به جای تأکید مستقیم بر پذیرش مجموعهای از آموزههای پیچیده، بر اصول عام انسانی و اجتماعی تمرکز میشود و همین امر میتواند زمینه برقراری ارتباط با مخاطبان مختلف را فراهم کند.
وی افزود: بنابراین در مطالعه جریانهای دینی معاصر، صرفاً نباید به ساختار رسمی، متون و نهادهای آنها توجه کرد، بلکه باید شیوه شبکهسازی، ارتباط اجتماعی و نحوه انتقال مفاهیم به جامعه را نیز مورد بررسی قرار داد.
هشدار نسبت به آمارسازی و ضرورت بررسی دقیق دادههای جمعیتی
ضیایی در پایان با اشاره به آمارهای ارائهشده درباره تعداد پیروان جریانهای مختلف دینی، بر ضرورت احتیاط در استفاده از این آمار تأکید کرد و گفت: در برخی موارد، معیارهای متفاوتی برای شناسایی پیروان یک جریان به کار گرفته میشود و ممکن است فردی صرفاً به دلیل نوعی گرایش یا ارتباط اجتماعی در آمار یک جریان قرار گیرد، بدون آنکه شناخت عمیقی از مبانی اعتقادی آن داشته باشد.
وی تأکید کرد: به همین دلیل، ارقام مربوط به تعداد پیروان جریانهای دینی باید با معیارهای علمی، روششناسی مشخص و توجه به تفاوت میان «گرایش»، «عضویت» و «اعتقاد» مورد ارزیابی قرار گیرد.
ضرورت شناخت علمی مسیحیت انجیلی در دیپلماسی دینی
در جمعبندی این نشست تأکید شد رشد مسیحیت انجیلی دیگر پدیدهای محدود به آمریکا و اروپا نیست و تحولات آن در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، اهمیت روزافزونی یافته است. سخنرانان بر این نکته اتفاق نظر داشتند که برای فعالیت مؤثر در عرصه گفتوگوی ادیان و دیپلماسی دینی، باید میان جریانهای مختلف انجیلی تمایز قائل شد و این پدیده را در پیوند با عوامل تاریخی، الهیاتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مورد مطالعه قرار داد.

